|
از طريق روزنامه اطلاعات (26 ارديبهشت) از درگذشت دكتر محمد امين رياحي مطلع شدم. براي ادبيات فارسي و فرهنگ ايران يك فقدان بود و براي دوستان او يك تأسف عميق؛ هرچند براي خود او يك رهايي. دكتر رياحي يكي از آخرين كس از نسل ادباي معتبر بود كه رخت بر ميبست. طي شصت سال در صحنه فرهنگ ايران حضور داشت و هرچه نوشت، دقيق و قابل اعتماد بود؛ بخصوص شخصيت او برجستهتر مينمود كه در زمره ادباي خطّة آذربايجان قرار داشت كه با جان و دل ادب پارسي را پاس داشتهاند؛ از نوع تربيت و خلخالي كه يكي از غنيترين كتابخانههاي فارسي در تبريز ايجاد گشت، و يكي از بهترين نسخههاي خطي حافظ در كتابخانه خلخالي بود كه پاية تصحيح حافظ قزويني ـ غني قرار گرفت. گذشته از پژوهش ادبي و تدريس، دكتر رياحي در مناصب اجرائي نيز خدمتهاي صادقانهاي به فرهنگ كشور كرد، چون در سمت رايزني فرهنگي در تركيّه و سرپرستي بنياد شاهنامه. و در هر موقعيتي كه بود، از كساني نبود كه با ادب فارسي به عنوان يك شغل، يك مقام يا يك وظيفه روبرو ميشوند، بلكه از كساني بود كه جان و دل در راه آن مينهند. اين چند ساله كه بيش و كم پايبند بستر بود و كدورت روحي را با نالاني جسمي همراه داشت، در وضعي بود كه زندگي گوارائي خود را از دست ميدهد. كساني كه دكتر رياحي را از نزديك شناختهاند و يا با آثار او آشنا هستند، ميدانند كه وي نيز يكي از كساني است كه چون رفتند، جانشين نخواهند داشت. روانش آرميده باد. محمدعلي اسلامي ندوشن 26 ارديبهشت 1388 |
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت   توسط حسین مسرت
|
