تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

چهل روز از رفتن "آذر"ازاین عالم فانی می گذرد ودراین روزها در ذکر نقش وتاثیر او در خلق سازه های ادبیات کودک ونوجوان این سرزمین مطالب کم وبیش سخن سنجانه ی گفته شده وآخرین آن که درروزنامه اطلاعات از دوست صاحب قلم جعفری ندوشن با عنوان قصه گوی باصفای کودکی  انتشار یافت  به صورت موجز اشاره ای دارد به کارکرد  موثر وحکمت آموز قصه های آذر برنسل های پیشین کودک ونوجوان این آب وخاک،امیدوارم این نگاه های مدققانه اهل قلم همچنان در واکاوی آثار ونوشته های آذرمستمر ومضبوط بماند.وآثار متعدد او فرصت انتشار وبازبینی مجدد بیابد.من که دراین روزها با سوزهایی جانسوز تیرآجین بودم فرصت تامل وتبویب بسیاری از آنچه از آذر می دانستم نیافتم و امیدوارم   به مجال فراغی حق هم صحبتی او را ادا کنم اما به مناسبت چلهم او مختصر مطلبی که به تقریر پیشین است می آورم : 

سال‌ها است كه كودكان و نوباوگان ديروز و امروز ايران با نام استاد مهدی آذريزدی آشنايند. نامی كه با روياها و خاطرات خوش كودكی آن‌ها همراه شده و با نام قصه‌های ايرانی پيوند خورده است. اين نام همان قدر برای كودكان و نوجوانان آشنا است كه برای بزرگان و اهل قلم؛ زيرا زمانی با قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب و مثنوی بچه خوب او، همگام و صميمی بودند و چون به نوجوانی پا گذاردند و با شعر قند و عسل و قصه‌های تازه از كتاب‌های كهن او دمخور شدند. در نوجوانی هم با خواندن خودآموز عكاسی و خودآموز شطرنج او به جوانی پا نهادند و در بزرگسالی و ميانسالی با چاپ و تصحيح بسيار وزين مثنوی معنوی مولوی روزگار به سر می‌بردند. بی‌گمان نقشی كه آذريزدی در پی‌ريزی نثر روان و كودكانه در نثر معاصر از لحاظ آشنايی كودكان و نوجوانان با ادب غنی و پربار فارسی داشته انكار‌ناپذير است. دلبستگی به كتاب، وابستگی به فرزانگی است روحی كه به سحر كلمات مبتلاست، با جادوی هيچ قدرتی طلسم نخواهد شد. مهدی آذريزدی به كمك واژه‌ها، طلسم دروازه روياهای سركوب شده كودكی‌اش را گشود و با بازتوليد ساحرانه آن كودكان ايران زمين را به قلمرو قلب خود فرا خواند، قلبی كه 87سال، ساده و صميمی برای دانايی و اراده به دانستن تپيد . البته او نيز می‌توانست چون پدر‌بزگی قصه‌گو محصور ميان حرف‌های هميشه كاهلانه از خاطرات عتيق خويش تغذيه كند و فارغ‌دلانه با تبعيت از حكمت ماقبل مدرن به جا مانده و شديداً رايج كه هيچ ارجاعی جز خود ارجاعی را ‌باز نمی‌شناسد، در هيئت پدربزگی خير‌خواه و نصيحت‌گر كه ديگر كمترين ارتباط حقيقی با امر واقعی دنيای پيرامون خود ندارد و همه چيز در نظرش به شكلی وا‌پس‌گرايانه و تجويزی وانمايی می‌شود، ظاهر شود. اما آذريزدی چنين نكرد. او به عشق كتاب (كلمات) زنده بود و گويا ميل به هر چه بيش‌تر دانستن، يگانه ميل او به ادامه حيات بود. آذريزدی نيك دريافت كه خلاقيت آن نيست كه پيرمردسالارانه آدم، پيوسته از محفوظات متروك خويش كسب مجهولات كند! برای او خواندن لازمه نوشتن است، چرا كه صرفاً در چرخه‌ اين فرايند خلاق تفكر قوام می‌يابد و می‌بالد. او همان‌طور كه كارمند كتابفروشی و انتشاراتی نبود، كارمند كتاب بود، لذا با بصيرتی شگرف دريافت كه آگاهی بازنشستگی نمی‌شناسد، پس می‌خواند و می‌نوشت.

روحش شاد وروانش آرمیده باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

نوید مجاهد یکی از متخصص ترین فعالان یزدی در فضای مطبوعات مجازی که پروژه‌های نرم‌افزاری فراوانی  را در گستره ايران وحتی خارج ازکشور انجام می‌داد از دنیا رفت .
او در سایت و وبلاگ خود  به راهنمایی در زمینه برنامه‌های تحت وب و به ویژه نرم افزار موویبل تایپ می‌پرداخت. وی در ارزشمندترین اقدام خاص خود که از لحاظ اجتماعی بسیار مورد تقدیراست یعنی ایجاد سایت special.ir و تالار گفتگو  برای بحث درباره معلولیت‌های جسمی در  تشویق معلولان   به وبلاگ‌نویسی وایجاد امید به زندگی تاثیر فراوانی داشت مجاهد  علاوه بر تاسیس وبلاگ‌هایی در این زمینه، درحوزه مسائل ومشکلات فرهنگی واجتماعی معلولان نیز صاحب نظر بود اوکه  متولد 27 شهريور 1361  در شهر يزدبود به يک بيماری ژنتيکی که ماهيچه‌ها رو کم‌کم ضعیف می‌کرد مبتلا بود واز این رو به جهت معلولیت از توان حرکتی برخودارنبوده واز صندلی چرخ دار استفاده می کردولی این محدویت جسمی هرگز اورا از خلاقیت وتوانایی های فراوان ذهنی باز نداشت بطوریکه او اکنون بنیانگذار یکی از ارزشمندین وپرطرفدارترین مراجع گفتگو مجازی معلولان جهان  به شمار می رود.
نوید مجاهد در جشنوارههای وبلاگ نویسی نیز بارهامورد تقدیر فراوانی قرار گرفت وهمواره مورد تشویق وتحسین فعالان مطبوعات مجازی بود .او درمصاحبه با خبرگزاری ها وروزنامه های مختلف از امید بعنوان مهم ترین عنصر حیاتبخش جامعه معلولین سخن گفته است.
دریغ ودرد که اجل به او مهلت نداد ودرسه شب گذشته این نورامیدبخش معلولین خاموش شد.

این فقدان غم انگیز را به خانواده صبور او وجامعه معلولین وهمه صاحبان دانش واندیشه تسلیت می گویم


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

ضرورت گفت و گوي فرهنگ‌ها


اخيراً كتابي با عنوان «فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ برخورد يا گفت و گو» نوشته محمد صادقي منتشر شد كه به موضوع برخورد تمدن‌ها و نقد ديدگاه‌هاي ساموئل هانتينگتون،‌ استاد نامدار علوم سياسي دانشگاه هاروارد مي‌پردازد. اين كتاب شامل مقاله‌اي تحليلي از محمد صادقي با عنوان «در ضرورت گفت و گو» و مصاحبه‌هاي وي با انديشمندان نام آشنايي مانند دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن، پرفسور يوخن هيپلر، دكتر هادي خانيكي، پرفسور ويليام چيتيك، فريدون مجلسي و دكتر غلامعلي خوشرو است. زماني كه ساموئل هانتينگتون در اوايل دهه 1990 نظريه معروف خويش، برخورد تمدن‌ها، را منتشر کرد، بسياري از دانشمندان علوم سياسي و روشنفكران از كشورهاي مختلف در نقد نظريه وي مقالاتي نوشتند و هر يك از ديد خود نقص‌ها و ايرادهايي را در اين نظريه، متذكر شدند. هانتينگتون اعتقاد داشت برخورد تمدن‌ها در سياست جهاني مسلط خواهد شد و دلايلي براي اثبات ادعاي خود مطرح مي‌كرد. نويسنده كتاب فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ برخورد يا گفت‌وگو، در مقاله خود ضمن ارائه تحليلي دقيق درباره نظريه برخورد تمدن‌ها، جستجوي هانتينگتون در تاريخ براي كشف درگيري و جدال ميان اقوام و ملت‌ها را يك اشتباه تشخيص مي‌دهد و در نوشته خود با اشاره به مقاله يكي از منتقدان غربي نظريه برخورد تمدن‌ها مي‌گويد: «آنچه برايان بيدهام مورد انتقاد قرار مي‌دهد موضوعي است كه به سادگي نمي‌توان از آن گذشت و به باور نگارنده، انديشيدن درباره آن مي‌تواند از انبوه گرفتاري‌ها و تنش‌هاي موجود بكاهد. هم هانتينگتون و هم برنارد لوئيس، نقش روابط ميان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را در دنياي قديم برجسته مي‌كنند، در حالي كه انديشه‌هاي جديد و مناسبات جديد جهاني نسبت چنداني با انديشه‌ها و مناسبات دنياي قديم ندارند و تحليل روابط، مناسبات و اوضاع كنوني جهان با تكيه بر آنچه در دوران قديم جريان داشته است، پرسش برانگيز است، و تنها بر پيچيدگي موضوع مي‌افزايد.» هانتينگتون هرچند از يك خلأ تئوريك در فضاي سياسي جهان پس از اتمام جنگ سرد، استفاده كرد و پارادايم جديدي را بنا کرد ولي شتابزدگي‌اش در شرح و بسط مساله، ابهامات زيادي را به دنبال مي‌آورد. در متن يكي از مصاحبه‌هاي انجام شده در همين كتاب است كه برخورد تمدن‌ها به عنوان يك نظريه سياسي يا يك توصيه سياسي به چالش گرفته مي‌شود.

در مصاحبه‌هاي كتاب، محمد علي اسلامي ندوشن و دانشمند آلماني يوخن هيپلر به بدفهمي‌هاي هانتينگتون مي‌پردازند و مدعي هستند كه هانتينگتون شرق را نشناخته و با يك سري اطلاعات و داده‌هاي نه چندان معتبر قضاوت كرده و به مشكلات دروني تمدن غرب هم اهميتي نداده است. اسلامي ندوشن بر اهميت فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در جهان كنوني و كمك گرفتن از نيروي عظيم فرهنگ‌ها براي سامان دادن به وضع بشر هم سخن گفته است كه بحث مهمي در اين زمينه به حساب مي‌آيد.

مصاحبه با هادي خانيكي، پژوهشگر مسائل فرهنگي و نويسنده كتاب «در جهان گفت و گو» هم از فصل‌هاي خواندني اين كتاب است. خانيكي ضمن توضيحات مفصل خود تصريح مي‌كند: «بالاخره هانتينگتون يك نظريه‌پرداز سياسي بود و از طرح ايده برخورد تمدن‌ها پرداختن به يك مساله سياسي روز را هم مدنظر داشت ولي مشتركاتي هم بين اين دو ايده مي‌توان پيدا كرد، هر دو بر اهميت فرهنگ در تحولات امروز جهان تاكيد داشتند ولي ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، حاملان و عاملان‌اش كاملاً متفاوت با چيزي است كه در بحث برخورد تمدن‌ها آمده، اما به نظر من همزماني اين دو ايده در حوزه سياست و اين مواجهه در فهم گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در برابر برخورد تمدن‌ها، باعث شنيده شدن صداي گفت و گوي تمدن‌ها هم شد، در چنين زمينه‌اي است كه بايد به گفته شما حوزه نظر و عمل را فهميد. بله، گفت و گوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها اين ظرفيت راداشت كه وارد مباحث بسيار ريشه‌دار فرهنگي، اجتماعي، فلسفي و تاريخي بشود. خود مقوله «گفت و گو» يك مقوله بسيار كهني است، از يونان قديم تا چين و هند و ايران و مصر و نظاير اينها، كه اين‌ها پنج كانون تمدن قديم بودند.»

در پايان كتاب، مطلبي از فريدون مجلسي آمده است كه در اين باب تازه‌تر به حساب مي‌آيد، وي كه با آراء و نظريات آمارتياسن، دانشمند مشهور و برنده جايزه اقتصاد نوبل به خوبي آشناست در بخشي از توضيحات خود مي‌گويد: «پاسخ معتبر ديگر از سوي آمارتياسن رئيس پيشين ترينيتي كالج دانشگاه كمبريج، (رئيس كنوني دپارتمان اقتصاد دانشگاه هاروارد) و برنده جايزه اقتصاد نوبل سال 2002 در كتاب خشونت و هويت آمده است. آمارتياسن با منطقي بسيار استوار ضمن پذيرش اينكه اين گونه برخوردهاي تمدني ناشي از نبود شناخت متقابل است و در آغاز كتاب حتي به برخورد اهانت‌آميز پليس مهاجرت انگليس در فرودگاه لندن با خودش، در همان زمان كه رئيس دانشكده اقتصاد دانشگاه كمبريج بود، اشاره مي‌كند. اما معتقد است اين چنين تقسيم‌بندي جهان به حوزه‌هاي تمدني مبتني بر دين كار درستي نيست. به عقيده او، اين اسلامي يا هر دين قومي و بومي ديگري نيست كه اين چنين ايجاد برخورد مي‌كند، بلكه اين انحصاري شدن هويت انسان است كه او را در مقابل هويت‌هاي ديگر به مقاومت و واكنش وامي‌دارد. خواه اين تك هويتي مبتني بر دين باشد يا هر ايدئولوژي سلطه‌گر ديگر كه درجوامع تاريخي بارها خشونت‌هاي مرگبار آفريده است. آمارتياسن مي‌گويد فرهيختگي به انسان‌ها هويت‌هاي گوناگوني مي‌دهد كه به اعتبار آن حوزه‌هاي ارتباطي و دوستي آنان گسترش مي‌يابد، و ضدخشونت عمل مي‌كند. او هويت را سرشت و سرنوشتي نمي‌داند كه انسان محكوم به قرار گرفتن در قالب آن باشد. يك هنرمند عرب با هنرمند هم‌رشته اروپايي يا چيني خود مشتركاتي بسيار بيش از يك هموطن خودش مي‌تواند داشته باشد.»

كتاب فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ برخورد يا گفت و گو، در زمينه نقد نظريه برخورد تمدن‌ها و تبيين موضوع گفت و گوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها كتابي تازه و پرمحتوا محسوب مي‌شود و تلاش دارد ضمن نقد نظريه برخورد تمدن‌ها، و آسيب‌شناسي خشونت‌هاي رايج در جهان، زمينه‌هاي مناسب گفت و گو را نيز بشناساند و تقويت كند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

 

پنج شنبه 88/5/22 ساعت  6 تا 7:30   قطعه هنرمندان خلدبرین

88/5/22  ساعت8:30 تا10:00 شب تالار هنر واقع در بلوار شهید صدوقی.روبروی کتابفروشی آگاه
ازسوی دوستان و یاران و هنرمندان نمایش استان یزد
جمعه88/5/23  بعداز نماز مغرب در مسجدالرضا.واقع در صفاییه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

سپاسگزاری

شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم          مارابه سخت جانی خود این گمان نبود

   با آرزوی روان آمرزی دو نوگل پرپرشده زندگی مان نیما مسرت و وحیده مهر افزا .بدین وسیله از کلیه دوستان .همکاران.خویشان. همسایگان.مدیران ومسئولان فرهنگی. دینی .اجتماعی .سیاسی وهنری استان یزد.نمایندگان مجلس.مدیران جراید.نویسندگان.شاعران .روزنامه نگاران.ورزشکاران کارمندان صداوسیمای مرکزیزد.بویژه هنرمندان تئاتر که با حضورگرم وخالصانه خود در مراسم تشییع.خاکسپاری و ترحیم آن دو عزیز.شرکت کرده و تسلا بخش دو خانواده بودند ودیگر کسان و سازمان هایی که از طریق درج آگهی در جراید. تلفن.پیام. نمابر.وبلاگ.وب سایت.اهدای تاج گل.چاپ اعلامیه و بیانیه.پرده نویسی در مراسم گوناگون و نکوداشت. ابراز محبت و همدردی نمودهاند .سپاسگزاری می کنیم و از اینکه به علت فراوانی نام گرامیان و سازمان ها .امکان تشکر  حضوری  میسر نیست پوزش خواسته و برای همگان از درگاه ایزد یگانه .سلامت. سعادت و طول عمر با عزت را خواستاریم.

                                                          خانواده های مهر افزا و مسرت

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت   توسط حسین مسرت  |