تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

239823.jpg
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: «پيشواى آزادى» عنوان كتابى پيرامون شعر و زندگى فرخى يزدى به قلم حسين مسرت است كه از سوى نشر ثالث هفته گذشته چاپ و منتشر شده است. حسين مسرت متولد ۱۳۳۹ يزد، دانشجوى دكتراى ادبيات در كشور تاجيكستان است و پيش از اين ديوان فرخى يزدى را توسط نشر قطره منتشر كرده بود كه اكنون به چاپ دوم رسيد. وى علاوه بر اين در حوزه تصحيح متون و تأليف آثارى چون «بستان نياز و گلستان راز» از محمدكاظم طباطبايى يزدى و «تذكره ميكده» از محمدعلى وامق يزدى، «شاعر لب دوخته» زندگى و مبارزات فرخى يزدى، «لطايف التفسير» از عبدالحى جامى و «كتابشناسى ابوالفضل رشيد الدين ميبدى» و «نادر فرخنده پيام» زندگى و اشعار وحشى بافقى و... را در كارنامه اش دارد. ضمن اين كه شش عنوان كتاب در دست تأليف يا در آستانه انتشار دارد.
\ آقاى مسرت، در مورد فرخى تاكنون چندين كتاب چاپ و منتشر شده، اما «پيشواى آزادى» به قلم شما گويا كامل ترين كتاب در مورد زندگى و آثار فرخى است؟
> تقريباً «پيشواى آزادى» تنها كتابى است كه مستقلاً در مورد زندگى فرخى يزدى بحث مى كند. كتابى كه سپانلو تحت عنوان «شهر شعر فرخى» نوشته، بيشتر شرح و تحليل اشعار اين شاعر آزاديخواه است. دوست من آقاى عادل شهرضايى كه «فرخى يزدى، سرانجام يك رؤياى سياسى» را كار كرده، آن هم بر اساس اسناد نوشته شده است. كتاب پيشواى آزادى تقريباً نطفه اش از سال ۵۷ بسته شد و از آن زمان من مشغول تحقيق و جمع آورى اسناد پيرامون زندگى و آثار فرخى بودم. چون همشهرى بوديم، از اينجا و آنجا، مطالبى كه راجع به او بود، جمع آورى مى كردم. افرادى كه با فرخى ديدار و آشنايى داشتند، با آنها مصاحبه مى كردم. برخى از اين افراد فوت كردند. هسته اوليه اين كتاب هم كتاب «فرخى شاعر لب دوخته» بود كه براى كنگره بزرگداشت فرخى در سال ۷۸ در يزد فراهم آوردم.
\ در تأليف و تدوين اين كتاب با چه مشكلاتى روبرو بوديد؟
> فرخى بارها به زندان افتاده بود. تقريباً اكثر دوستان و همبندهايش ديگر در اين دنيا نيستند. تنها انور خامه اى از همبندهايش زنده است و خاطراتى از او در ذهن دارد. اسناد درباره فرخى بسيار كم است. حالا ممكن است بعدها از آن دوران كه در زندان بوده، اسنادى پيدا شود و گوشه هاى ديگرى از زندگى اش براى ما روشن شود. فرخى سالهاى زيادى را در زندان گذراند و يكى از دشواريهاى كار من، دسترسى به اسناد اين دوره بود.
\ آيا هنوز مقاطعى از زندگى فرخى يزدى هست كه احتياج به بررسى داشته باشد و ناشناخته باقى مانده باشد؟
> فرخى اولاً ازدواج نكرده و هيچ فرزندى از او نمانده است. تنها كسى كه الآن حضور دارد و فرخى يزدى را ديده و با او دوستى داشته، انور خامه اى بوده كه كمكهاى نسبتاً خوبى به من كرد. هم مقالات زيادى نوشته و هم با حضور در منزل ايشان در كرج، آنچه را كه ذهنش يارى مى كرد، در اختيارم گذاشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

 

 

ديوان اشعار فرخي يزدي كه توسط حسين مسرت جمع آوري شده است به زودي با مقدمه محمد علي اسلامي ندوشن توسط نشر ثالث روانه بازار نشر مي شود.


حسن مسرت درباره اين مجموعه به خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)گفت:اين مجموعه كه در سال هاي 1378 و 1381 هم منتشر شده است اين بار با تصحيح و اضافه شدن چندين شعر منتشر نشده از فرخي يزدي به چاپ مي رسد.

وي اضافه كرد: اكثر اشعار اين ديوان از روزنامه ها و مجلاتي كه اشعار فرخي يزدي در آنها به چاپ رسيده جمع آوري شده است.

مسرت همچنين از انتشار مجموعه آب انبارهاي يزد خبر داد و گفت:اين مجموعه با نگاهي پژوهش به تاريخچه ،معماري،فرهنگ و ساخت آب انبارهاي كشور با محوريت استان يزد نگارش شده است.

وي افزود: تمام اطلاعات و نكات ارايه شده در اين مجموعه به صورت پژوهش ميداني طي 10 سال جمع آوري شده است.

مسرت با اشاره به معماري جذاب و شگفت انگيز آب انبارهاي يزد اظهار داشت: چنين معماري بي نقصي در سراسر جهان كم نظير است و حفظ و نگهداري چنين اماكني در استانهاي مختلف، نيازمند توجه مسوولان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 


 

خبرگزاري فارس: «مهدي آذريزدي» پدر ادبيات كودك به دليل عدم فروش كتاب‌هاي قبلي و عدم حمايت مسئولان مرتبط با حوزه ادبيات كودك، ديوان اشعارش را به ناشر نمي‌دهد.

حسين مسرت نويسنده و پژوهشگر و از دوستان مهدي آذريزدي در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبي فارس گفت: آذريزدي ساليان سال است كه ديگر نمي‌نويسد. با اصرارهايي كه من كردم سرانجام در سال 85 شعر «قند عسل» و مثنوي «بچه‌هاي خوب» و در سال 1386 نيز «قصه‌هاي ساده» پس از سال‌ها توسط انتشارات انديشمندان يزد منتشر شد. اما اين كتاب ها در انبار ناشر مانده‌اند و هيچ نهادي اعم از نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور و كانون پرورش فكري حاضر به خريد اين كتاب ها نيستند.
مسرت ادامه داد: آذريزدي تنها اميدش به چاپ آثارش است. وقتي مي بيند آثارش در انبار مي‌مانند حاضر نمي شود كتاب‌هاي ديگرش را چاپ كند. الآن «گربه تنبل و ناقلا» و دو داستان براي كودكان در آستانه انتشار هستند و اين درحالي است كه هنوز كتاب‌هاي قبلي او در انبار ناشر بسر مي‌برند.
وي خاطرنشان كرد: اگر كتاب هاي آذريزدي به فروش برسد من اصرار مي كنم كه او كتاب هاي ديگرش را نيز منتشر كند كه از اين ميان مي‌توان به «ديوان اشعارش» قصه منظوم «گربه بازيگوش» و «قصه هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» اشاره كرد.
آذریزدی در سال 1301 در محله خرمشاه يزد متولد شد و بيش از 45 اثر در زمينه قرآني و قصه‌هاي كودكان و نوجوانان به رشته تحرير درآورده و داراي لوح سپاس از سازمان علمي فرهنگي ملل متحد (يونسكو) است.
قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب، قصه‌هاي تازه از كتاب‌هاي كهن، مثنوي بچه‌هاي خوب، شعر قند و عسل، لبخند و مثنوي معنوي مولوي از جمله آثارمهدي آذريزدي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

«مهدی آذريزدی»، روحی ريشه‌گرفته از رويا/ آذريزدی در نگاه «حسين مسرت»

گروه ادب: «حسين مسرت» پژوهشگر در كتاب «زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد مهدی آذريزدی» يادداشتی با عنوان «روحی ريشه گرفته از رويا» نوشته است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) «حسين مسرت» پژوهشگر، در اين يادداشت چنين نوشته است: «سال‌ها است كه كودكان و نوباوگان ديروز و امروز ايران با نام استاد مهدی آذريزدی آشنايند. نامی كه با روياها و خاطرات خوش كودكی آن‌ها همراه شده و با نام قصه‌های ايرانی پيوند خورده است.

اين نام همان قدر برای كودكان و نوجوانان آشنا است كه برای بزرگان و اهل قلم؛ زيرا زمانی با قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب و مثنوی بچه خوب او، همگام و صميمی بودند و چون به نوجوانی پا گذاردند و با شعر قند و عسل و قصه‌های تازه از كتاب‌های كهن او دمخور شدند.

در نوجوانی هم با خواندن خودآموز عكاسی و خودآموز شطرنج او به جوانی پا نهادند و در بزرگسالی و ميانسالی با چاپ و تصحيح بسيار وزين مثنوی معنوی مولوی روزگار به سر می‌بردند. بی‌گمان نقشی كه آذريزدی در پی‌ريزی نثر روان و كودكانه در نثر معاصر از لحاظ آشنايی كودكان و نوجوانان با ادب غنی و پربار فارسی داشته انكار‌ناپذير است.

دلبستگی به كتاب، وابستگی به فرزانگی است روحی كه به سحر كلمات مبتلاست، با جادوی هيچ قدرتی طلسم نخواهد شد. مهدی آذريزدی به كمك واژه‌ها، طلسم دروازه روياهای سركوب شده كودكی‌اش را گشود و با بازتوليد ساحرانه آن كودكان ايران زمين را به قلمرو قلب خود فرا خواند، قلبی كه 85 سال، ساده و صميمی برای دانايی و اراده به دانستن تپيد و می‌تپد.

البته او نيز می‌توانست چون پدر‌بزگی قصه‌گو محصور ميان حرف‌های هميشه كاهلانه از خاطرات عتيق خويش تغذيه كند و فارغ‌دلانه با تبعيت از حكمت ماقبل مدرن به جا مانده و شديداً رايج كه هيچ ارجاعی جز خود ارجاعی را ‌باز نمی‌شناسد، در هيئت پدربزگی خير‌خواه و نصيحت‌گر كه ديگر كمترين ارتباط حقيقی با امر واقعی دنيای پيرامون خود ندارد و همه چيز در نظرش به شكلی وا‌پس‌گرايانه و تجويزی وانمايی می‌شود، ظاهر شود.

اما آذريزدی چنين نكرد. او هنوز به عشق كتاب (كلمات )زنده است و گويا ميل به هر چه بيش‌تر دانستن، يگانه ميل او به ادامه حيات است. آذريزدی نيك دريافت كه خلاقيت آن نيست كه پيرمردسالارانه آدم، پيوسته از محفوظات متروك خويش كسب مجهولات كند! برای او خواندن لازمه نوشتن است، چرا كه صرفاً در چرخه‌ اين فرايند خلاق تفكر قوام می‌يابد و می‌بالد.

او همان‌طور كه كارمند كتابفروشی و انتشاراتی نبود، كارمند كتاب بود، لذا با بصيرتی شگرف دريافت كه آگاهی بازنشستگی نمی‌شناسد، پس می‌خواند و می‌نويسند، نوشتن همين و تمام.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

كتابشناسي نخستين گام اطلاع رساني است

فصلنامه اطلاع رساني. دوره 11، شماره 1،زمستان 1373

 

حسين مسرّت
يزد صندوق پستي : 759 – 89195

 

كليد واژه ها :
• كتابشناس * تاريخچه * انواع كتابشناسيها

چكيده :
در اهميت كتابشناسي ، همين بس كه بدون وجود أن ، انجام هيچ تحقيق و پژوهشي به طور كامل به سامان نمي رسد .
انواع كتابشناسي :
گونه گوني سلايق و علايق مردم هر جامهه ، دوستداران نشر و گسترش فرهنگ را بر آن داشته كه به تدوين كتابشناسيهاي مختلف در زمينه هاي گوناگون دست بزنند . اين كتابشناسيها نخست ، هدف عمده و واحدي چون اطلاع رساني را مد نظر دادند و در مرحله بعد ، هركدام نيز در چارچوب وظيفه اي كه برايشان تعيين شده ، به نوبه خود عملكردهاي خاصي بر عهده مي گيرند .
اهداف كتابشناسي :
كتاب عصار ه تجربه ، دانش و عمر انسانهاست ؛ نشانه هويت و شخصيت يك ملت و كشور است ؛ وظيفه انتقال آموخته ها و تجربه هاي نسلهاي پيشين رابه نسلهاي پسين بر عهده دارد ؛ در يك كلام ، كتاب پايه اصلي تمدن بشري است . براي آگاهي از وجود اين گنجينه ها ، به كتابشناسيها نياز داريم و اين ميسر نمي گردد – مگر با پشتكار و همت انديشوران ، فرهيختگان و كمك سازمانهاي دولتي و ملي ، كتابشناسيها به دلايل گوناگوني – كه در اين مقاله ، به آن دلايل نيز اشاره خواهد شد – در راه تدوين و چاپ ، با دشواريهاي چندگانه روبه رو هستند .
 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 


كلمه‌ها
گزيده نوشته‌هاي دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن‌

چاپ اول 1387‌

انتشارات واژه‌آرا

قطع خشتي 320 ص‌

قيمت: 6000 تومان‌

اين كتاب دربردارنده جملاتي رسا و عميق است از آثار دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن فراهم شده و در سه دفتر زير تدوين شده است: دفتر اول: ايران و ايراني دفتر دوم: اجتماع دفتر سوم: حقوق بشر. هر كدام از دفترهاي يادشده، خود داراي عنوانهايي متعدد است كه در خلال آنها مطالب مربوط به: اجتماع، جوانان، آزادي، تاريخ، حكومت، حقوق بشر، شهادت، تهران، آمريكا، روسيه، شوروي، و گوناگون گنجانده شده است. آخرين بخش اين دفتر، با عنوان از خود بگويم به صورت خاص به طرح شخصيت فكري و علايق نويسنده اثر مي‌پردازد كه با كوله‌باري از بيش از نيم قرن تجربه و ديده‌وري اينك خود درصدد برجسته كردن انديشه‌هاي خود و مطالب كتابهاي خويش برآمده است. از آن‌رو كه تمام جملات انتخاب شده در <كلمه‌ها> دقيق و گوياست و همگي با ذكر ماخذ و مشخصات كتابشناختي ذكر شده است، از اين كتاب مي‌توانيم به عنوان اثري ياد كنيم كه كليت انديشه‌هاي يك استاد بزرگ انسان‌شناس و ايران‌شناس را در خود جاي داده است. فضاي حاكم به كتاب، فضايي معتدل، دور از حب و بغض و كاملا علمي است. در عين حال، كمترين اطنابي به چشم نمي‌خورد و نثر زيباي دكتر اسلامي در سطر سطر اين اثر ويژه موج مي‌زند. در يكي از عبارت‌هاي <كلمه‌ها> آمده است، من شخصا آرزويم اين است كه ايراني امروز، يك <ايراني - جهاني> بشود يعني در عين آن كه عميقا ايراني و خود باقي بماند، راه كنجكاوي او به روي انديشه‌هاي جهاني بسته نشود و در عين پايبندي به وطن خويش احساس برابري انساني را از ياد نبرد. (ص 310).‌

لازم به يادآوري است <كلمه‌ها> در كاغذ گلاسه و به صورت دورنگ، همراه با نحوه‌اي طراحي اصيل ايراني چاپ شده است كه نوعي نفاست به آن مي‌بخشد.‌
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن بعنوان یکی از پر سفرترین نویسندگان معاصرکه تاکنون بیش از ۱۰۰کشورجهان راغالبا به دعوت مجامع علمی و دانشگاهی از نزدیک دیده وشرح این دیدارها رادر پاره ای ازسفرنامه های درخشان خود به طبع رسانده است همچون کتابهای "درکشور شوراها ،آزادی مجسمه  ،کارنامه سفرچین ، صفیر سیمرغ و... "درحال حاضربه دعوت دانشگاه کارلتون کانادا، جهت ایراد یک سلسله سخنرانی از 17 اکتبر2008 تا 10 دسامبر2008 به کانادا سفر کرده وعلاوه بر حضور علمی وفرهنگی درمحافل دانشگاهی با ایرانیان فرهنگ دوست آن دیار نیز دیدار خواهد داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 


ايران؛ ديروز، امروز، فردا


محمد على اسلامى ندوشن

استاد ممتاز دانشگاه تهران

 

 

ايران در وهلة نخست، تداعي‌گر چه چيزي براي شماست؟

ايران براي من تداعي‌گر «شهر يادگار» است. بدين معني كه وقتي به عمق آن نگاه مي‌كنم و به چند هزار سال حوادثي كه بر اين سرزمين گذشته، دنياي پر ولوله‌اي مي‌بينم، كه حكم سرنوشت اين بود كه ما در آن به دنيا بياييم و چندي در آن زندگي كنيم. ايران براي من علاوه بر خاكي كه ميان سه آب گسترده است (ارس، درياي مازندران و خليج فارس)، اين عمق تاريخي را دارد، كه بسيار پرمعناست، زيرا حديث زندگي و مرگ از آن بيرون مي‌آيد.
 

جغرافياي ايران چه تأثيري بر تاريخش گذاشته است؟

جغرافياي ايران اين تأثير را داشته كه آن را در وسط معركة جهاني قرار دهد. مردم دورة ساساني آن را «ناف زمين» مي خواندند (نامة تنسر). سرزميني است ميان شرق و غرب و شمال و جنوب، و برخوردگاه تمدّن‌ها و توحّش‌ها. نظر من اين است كه جغرافيا بيش از عوامل ديگر سرگذشت او را رقم زده است. مسير تاريخي او برحسب جغرافيا شكل مي‌گيرد. از شاهنشاهي هخامنشي، نخستين امپراطوري جهان، كه براي مقابله با فشار شرق و غرب (آشور و مهاجمان شرق و شمال)،‌ موجوديّت يافت، تا برسد به حوادثي كه بعد بر اين كشور عارض مي‌شود. تاريخ ايران آوردگاه يك سلسله شكست و پيروزي است كه نظير آنها در كشورهاي ديگر كم ديده شده. از سه هزار سال پيش به اين سو، ايران در تاريخ جهان نقش‌آفرين بوده، هر زمان به نوعي. چون بر سر راه نشسته بود، هم در شرق تأثيرگذار شد و هم در غرب، بدانگونه كه در يك كلمه مي‌توان گفت كه اگر ايران نبود، نقشة جهان به‌گونه‌اي كه هست نمي‌بود.
 

موقعيّت جغرافياي ايران چه تأثيري در روحيّة ايرانيها گذاشته است؟

موقعيّت جغرافيائي ايران يك عامل از چند عامل بوده است كه شخصيّت مردم ايران را شكل داده‌اند. همان مركز بودن و بر سر راه بودن، روحيّة ايراني را «كارواني» كرده است، يعني كم بهره بودن از ثبات، و چون در مسير ماجراها و تمدّن ها قرار داشته، همواره در معرض «دادن و گرفتن» بوده، و اين، تمدّن او را تلفيقي كرده. ما از همه چيز، از شرق و غرب و شمال و جنوب داريم، ولي از آن يك معجون ايراني ساخته‌ايم، كه نه به شرق، نه به غرب و نه به شمال و نه به جنوب، شباهت دارد، و تنها مي‌توان صفت «ايراني» درباره‌اش به كار برد. نگاه كنيد به نقش‌هاي ايران، قالي‌هاي ايران، ادبيّات فارسي،‌ عرفان، مثل‌ها، تعارف‌ها، و بخصوص تناقض‌ها: كفر و ايمان، طبع تسليم و سركش و شاد و غمگين، آسماني و زميني، همه با هم در يك تركيب، اينها از يك روح ناآرام حكايت دارند
 

شما بارها گفته‌ايد كه ايران در طول تاريخ درازش محوري داشته كه بر گرد آن چرخيده و جوهره‌اي داشته كه توانسته است تداومش را تا به امروز حفظ كند. اين جوهره و آن محور چيستند؟

بلي، ايران در طيّ تاريخش در پي يك محور بوده و اين نيز، جغرافيا در آن تأثيرگذار بوده است. به علّت بر سر راه بودن، و محاصره بودن از جانب همسايه‌هاي مزاحم، بنحو آگاه و ناآگاه درصدد آن برآمده كه نيروي خود را بر گرد يك محور متمركز كند. در دوران پيش از اسلام، سه شاهنشاهي بزرگ هخامنشي اشكاني و ساساني از اين جهت پديد آمدند. شاهنشاه، فردي بود شبيه به ديگران، ولي نُماد و محور بود. ايران در نظر مردمش نه تنها يك خاك، بلكه يك واحد تمدّني و يك خانواده به حساب مي‌رفت، و مي‌خواستند به كمك يك محور آن را از دستبرد مصون دارند. «ايرانيّت» براي آنان اين مفهوم را داشت.

در دوران بعد از اسلام، چون ديگر «شاهك»ها اين قابليّت را نداشتند، محور بر گرد يك «فكر» شكل گرفت، و آن فکر در زبان و ادبيّات فارسي تجلی یافت. اين محور «عشق» بود كه به همة شئون تسرّي داده شد. اگر ادبيّات فارسي را بفشاريم (شاهنامه به كنار)، مي‌رسيم به عشق. اين عشق يك نيرو و يك مركز و يك پناهگاه است. در اين زمان محوريّت سياسي وجود ندارد تا به اتّكاء قدرت نظامي «تماميّت» كشور را حفظ كند، بنابراين مي‌بايست بر يك نيروي معنوي تكيه كرد. در نقش‌ها نيز به صورت «ترنج» اين محور ديده مي‌شود. آنچه «جوهرة ايران» ناميده مي‌شود يك امر مجموعي است. استعداد نو شوندة ايراني است كه در هر زمان به نوعي بروز كرده است، گاهي حتّي بنحو زيرزميني و ناپيدا حركت كرده، و انعطاف بسيار در برابر حوادث به خرج داده است. بارزترين شگردش آن بود كه اشغالگر را به قالب سليقه و فرهنگ خود درآورد، و او را «اهلي» كند. همة مهاجمان ايران، پس از چندي تا حدّي ايراني‌منش شدند، ولي آميزش آنان موجب شده تا ايراني از خلوص و شفّافيّتي كه شاهنامه از آن ياد كرده است بي‌بهره بماند، و به اين سبب است كه تاريخ ايران يك جريان شيب‌دار رو به تنزّل پيموده است.
 

رهاورد ايرانيان به جهان چه بوده و چه ارمغاني براي جهانيان آورده‌اند؟ به عبارت ديگر اگر ايران و ايرانيان نبودند، چه چيزي در جهان كم بود؟

رهاورد ايرانيان مي‌شود گفت كه چندگانه بوده. پيش از اسلام به گونه‌اي، بعد از اسلام به گونه‌اي ديگر. نخست چنانكه معروف شده و اخيراً هم در نمايشگاه هخامنشي در لندن گوشه‌اي از آن نشان داده شد،‌ آنان نوعي تساهل و وسعت ديد را در حكومتگري جهاني رايج كردند. با آنان، اين روش به كار افتاد كه اختلاف مذهب و نژاد و آئين، بهانه براي سركوبگري شناخته نگردد. البتّه كشورگشائي بوده است، ولي احترام به هويّت مردم با آن همراه گرديده.

دوّم تأثير آئين زرتشت و ايمان به خداي يگانة ناپيداست، كه در بحبوحة دنياي چندخدائي، يك نوع معنويّت در اعتقاد ديني پديد آورد. آنچه در گاتاهاي زردشت آمده، و بعدها جوهرة آن در شاهنامه منعكس شده، تأثيرگذار در تمدّن غرب بوده است، و در دوران بعد از اسلام در عرفان ايران، و لطافت آن در ادب جهاني اثرگذارده است. طبيعي‌ترين تصوّري كه دربارة عالم كون شد، از ايران ناشي گشت كه دو گوهر نيك و بد (اهورامزدا و اهريمن) را به تصوّر آورد، كه بعدها اهريمن به صورت «ابليس» در مذاهب ديگر نمود كرد. گذشته از آن، ايراني يك روش تلطيف‌گر داشته، آنچه را كه از ديگران مي‌گرفته به صورت زنده‌تر و لطيف‌تر بازمي‌گردانده. نگاه كنيد به اقتباس‌هائي كه در معماري تخت‌جمشيد شده است، كه يك مجموعة چند مليّتي است و در عين حال مستقلّ.

امّا در عالم سياست و كشورداري، مقاومت ايران، به عنوان حايل در برابر هجوم غرب و شرق، موقعيّت جهاني را به صورت كنوني حفظ كرد. اگر ايران نزديك هزار سال در برابر روميها مقاومت نكرده بود، و يا از جانب ديگر، يورش مهاجمان شرق را از نَفَس نينداخته بود، تركيب جهان به گونه‌اي ديگر درمي‌آمد.
 

بزرگترين خطرهايي كه ايران پشت سرگذاشت، چه بوده است؟ امروزه با چه خطرهايي روبروست؟ چه بايد كرد؟

خطرها دو نوع بوده اند: برون مرزي و درون مرزي. برون مرزي در هجوم خارجي بوده. ايران همواره در معرض طمع و حسد ديگران بوده. بر سر راه بوده و هوس غارت را برمي‌انگيخته، مگر آنكه نيرومند مي‌مانده، وگرنه او را آرام نمي‌گذاشتند. امّا خطر درون مرزي در اين بوده كه اين حالت ناامن كشور، به درون انسان‌ها هم سرايت مي‌كرده و آنان را دورنگ و پنهان كار بار مي‌آورده. بطور كلّي مي‌خواهم بگويم كه عواميّت و تعصّب يك مشكل ملّي براي ايراني بوده. كسي كه در محيط ناامن زندگي كند، طبعاً قدري خُرافي مي‌شود، و كسي كه مرجع رسيدگي عادلانه‌اي در برابر خود نبيند، تكرو، عقده‌اي و افراطي از كار درمي‌آيد. اين است كه چون راه در برابرش باز شود، واكنش‌هاي تند نشان مي‌دهد و از اعتدال دور مي‌ماند.
 

امروزه نيز مانند گذشته، بايد مانع‌ها را شناخت و با آنها برخورد كرد.

اعتدال، توازن ميان احساس و عقل، آموزش زندگي‌بخش، لازمة كار است. البتّه همة اينها «تئوري» است، فضاي زمينه ساز بايد ايجاد شود.
 

چرا امروز در اينجا ايستاده‌ايم؟ جايگاه سزاوار ما كجاست؟

ايجاد جايگاه سزاوار بستگي به ما دارد كه ملّت اين كشور هستيم. ايران، از شناخته شدن به عنوان يك كشور درجة اوّل و قابل احترام چيزي كم ندارد: از تاريخ گرانمايه ، فرهنگ پربار و منابع سرشار. ما بايد نشان دهيم كه سزاوار اين ميراث بزرگ هستيم و آماده‌ايم تا بر آن بيفزائيم. همه چيز در گرو روشن‌نگري و لياقت اين نسل، و جوانان كشور است.
 

در جهان امروز ايران چه حرفي براي گفتن دارد؟

ايران بايد حرفي بزند كه شنوا داشته باشد. زماني بود كه فرهنگ ايران و زبان فارسي راه خود را در بخش بزرگي از جهان مي‌گشود، بي‌آنكه نيروي نظامي يا استيلاي سياسي پشتيبان آن باشد. سرزمين‌هاي مختلف داوطلبانه آغوش خود را به روي او مي‌گشودند. حرف براي آنكه شنوا داشته باشد، و ديگران را به پذيرشش مشتاق كند، بايد صرفه‌اي و پيامي در آن ديده شود. نبايد طوري باشد كه ديگران براي آنكه بهرة مادّي از ما ببرند، بنشينند و به حرف ما گوش دهند، و در پنهان هم پوزخند بزنند. اگر حرف از منطق جهان امروز و قدري صداقت سرچشمه گرفت، ايران به قدر كافي ماية فرهنگي و اعتبار تاريخي دارد كه بتوان به او گوش فرا داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط حسین مسرت  |