ادامه مطلب
ادامه مطلب
درپاسخ به دوشبهه اي كه يكي ازاين آقايان بيكارساخته، توضيحي هم براي ايشان وهم براي ديگر دلسوزان نان مردم بدهم :
1-چنانكه درطرح پيشنهادي اينجانب آمده واسنادآن دراستانداري يزد وارشاد يزد موجود است .بنده فقط ارايه دهنده طرح بوده واين طرح درشوراي پژوهشي ارشاد وشوراي فرهنگ عمومي استان هم تصويب شده وحقير عضو هيچ كدام از آنها نبوده ونيستم.
2-اعضاي 16 گانه هيات علمي به دونهاد فوق معرفي شده كه تمامي از نخبگان علمي استان هستند وباز درآنجا نامي از من نيست .
3- دانشنامه نهادي است كه باحمايت استانداري وديگر سازمانهاي دانشگاهي و فرهنگي يزد آغاز بكار خواهد كرد وطبعا اداره مالي ومدير مالي خواهد داشت كه حتما از برنامه بودجه خواهد بود وبنده هيچ كاره .
4-همواره به سه استاندار محترم( آقايان سفيد وكلانتري وعاصي ) وچهار مديركل محترم ارشاد يزد(آقايان احمدي /كاظميني/غياثي/عجمين) تاكيد كرده ام كه حقير تنها ارايه دهنده طرح هستم ونهايت خواسته من آن است كه بااشراف دانشگاه يزد وگروه خبرگان علمي استان اين طرح اجرا شود وچنانچه يكي از مديران گروههاي علمي تشخيص داد كه وجودمن لازم است درخدمت طرح خواهم بود وگرنه آروزوي قلبي من تدوين دانشنامه يزد بوده كه باعث آبروي يزد است.
5-فرق من با آقايي كه طرح دانشنامه را سرقت كرده وبه نام خودش ارايه داده اين است كه من ميگويم طرح ميبايد زير نظر هيات علمي اجرا شود اما ايشان معتقد است خودش بايد مجري طرح باشد وبودجه هم دست خودش باشد.
.
زماني که نخستين جلسه «ايرانسراي فردوسي» در تاريخ 2ارديبهشت 1371 با حضور چهره هاي شناخته شده اي چون احمد آرام (مولف و مترجم)، دکترمحمد علي اسلامي ندوشن (نويسنده ، استاد پيشين دانشگاه )، بهروز افشار(حقوقدان )، غلامحسين امير خاني( رئيس شورايعالي انجمن خوشنويسان ايران) ، علي باقر زاده (شاعر)،دکترعبدالحسين زرين کوب (محقق ، استاد دانشگاه) ،دکتر محمد رضا شفيعي کدکني ( شاعر ، استاد دانشگاه) ، دکتر حسن شهيدي ( استاد و رئيس پيشين دانشکده پزشکي دانشگاه فردوسي مشهد)، فريدون مشيري (شاعر) ، خانم ملک ملک (عضو هيات مديره کتابخانه ملک، وابسه به آستان قدس ) تشگيل شد، به نظر مي آمد در آينده اي نه چندان دور حداقل مکان اين طرح مشخص و با حمايت هاي مردمي بخشي از کار صورت بگيرد. اما اين طور نشد و متاسفانه با در گذشت تعدادي از موسسين ايرانسرا ،بازماندگان نيز هنوز کسي را جايگزين آنها نکرده اند و در سالهاي اخير تنها کار صورت گرفته از طرف ايرانسرا انتشار نشريه «هستي» است که زمان انتشار آن نيز چندان منظم به نظر نمي آيد. علاوه بر اين مسايل اطلاع رساني در مورد اين طرح نيز چندان موفق به نظر نمي رسد .محمد علي اسلامي ندوشن ، مدير عامل «ايرانسراي فردوسي» و فعال ترين عضو آن در مورد هدف خود و همراهانش چنين مي گويد :«ما قصد داريم در نزديکي آرامگاه فردوسي با کمک و همکاري مردم مکاني فرهنگي شامل کتابخانه ، موزه و سالن سخنراني درست کنيم . در اين مرکز فرهنگي نه تنها مسايل مربوط به شاهنامه و فردوسي ، بلکه کل مسايل ايران درآن مورد بررسي قرار مي گيرد . ايرانسراي فردوسي يک مرکز فرهنگي غير دولتي است . بنايي است که نشانه قدرشناسي مردم ايران به سراينده شاهنامه و متصدي آن نيز خود مردم خواهد بود .اوايل کار در مورد ايرانسراي فردوسي مطالبي در روزنامه ها منتشر شد و اطلاع رساني کرديم . اما در ادامه بيشتر مشغول آماده کردن مقدمات کار بوديم تا بعد از آن با عنوان کردن ايرانسراي فردوسي کارهاي اساسي را آغاز کنيم . ما منتظر هستيم زمينه هاي مساعدتري براي انجام اين کار فراهم شود . کاري که قرار است انجام گيرد يک کار بزرگ ومهم است . نمي توان بدون برنامه اقدام کرد. از طرفي سه چهار نفر از اعضاي هيات امناي ايرانسرا فوت کرده اند و ما ابتدا بايد جانشينان آنها را اتخاب کنيم . وقتي هيات امنا تکميل شود اين کار را دوباره شروع مي کنيم . از طرف ديگر ، مهم اين است که هر وقت اين کار را شروع کنيم دير نمي شود و مهم تر اين است ؛ کاري که قرار است انجام گيرد يک کار بزرگ و مهم است و نمي توان بدون برنامه و فضاي مساعد اقدام به انجام آن نمود».
مسئله ايرانسراي فردوسي برای يک عده خاص نيست. اين طرح به تمام ايرانيان و علاقه مندان به فرهنگ و ادب ايران و عموم مردم مر بوط مي شود. دکتراسلامی ندوشن اين سخن را قبول دارد و در مورد پايان اين طرح مي گويد :«ما اکنون نشريه «هستي» را که مربوط به ايرانسراي فردوسي است منتشر مي کنيم و در حال پاسخ گويي به کساني هستيم که سوالي در اين باره داشته باشند . همچنين در حال تکميل هيات امناي خود هستيم و قصد داريم که يک هيات اجرايي نيز تعيين کنيم . به هرحال ما هم اکنون مشغول هستيم و بايد بگويم ، اين طرح کاري نيست که بتوان آن را با تبليغ پيش برد . فقط مي توانيم مردم را در جريان بگذارم. ما خيلي آرام و متين حرکت مي کنيم . اين کار براي پايدار بودن و درست انجام شدن لازم است . ما پايه اي گذاشته ايم و نهالي کاشته ايم که مردم ايران و نسلهاي آينده آن را پي گيري خواهند کرد».
اما، حقيقت اين است که با گذشت دوازده سال از تاسيس « ايرانسراي فردوسي » به نظر مي آيد اسلامی ندوشن در اين راه تنها مانده است و همراهان قديمي او که هنوز در قيد حيات هستند و از استادان به نام عرصه هاي ادبي و هنري به حساب مي آيند، چندان با وي همراهي نمي کنند و دليل اين سخن را ، مي توان عدم حضور آنها در پيشبرد اين هدف دانست .اسلامی ندوشن امروز تنها و اميدوار در حال فعاليت در ايرانسراي فردوسي است و آنچه در توان دارد براي تحقق آروزي ديرين خود و دوستانش به کار گرفته است.

