X
تبلیغات
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سال ست نقاش طبیعت بردامن کوير رفو کرده است

جامع اللغات-نسخه هاي نادر كتابخانة وزيري يزد(4)

جامع اللغات 

نگارش : حسين مسرّت 

 

        يكي ديگر از نسخه هاي نادر و منحصر بفرد در جهان كه در كتابخانة وزيري يزد قرار دارد، جامع اللغات، اثر ماندگار ملاّمحمّدجعفر ندوشني يزدي است.

        چنانكه از محتواي نوشتة پاپاني كتاب برمي آيد، اين فرهنگ به خطّ مؤلّف و نگارش 14جمادي الاوّل 1258 ق است.كتاب نامبرده در يك مقدّمه، سه مقصد و يك خاتمه بوده كه هر مقصد، در بردارندة چند بهره بوده و به قرار زير سامان يافته است :  مقصد نخست، در بيان معاني مصادر ابواب ثلاثي مجرّد،مقصد دوم، در شرح معاني مصادر ثلاثي مزيد فيه، ابواب رباعي مجرّد و رباعي مزيد، مقصد سوم در بيان معاني اسماء متمكّنة غير مصدريه و سرانجام نسخه را با يك خاتمه در توضيح معاني حروف و آنچه متضمّن معني حروف و افعال است به پايان آورده است.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
آب و جارو
حسین مسرّت


     آخ ،آخ که چه حظّی داشت صبح زود که از خانه بیرون می آمدی و بوی آجر آب خورده و نم و خاک تازه و نسیم صبحگاهی به مشامت می خورد ،انگار یک پیوستگی عجیبی این خاک با تو داشت، مگر نه اینکه گفته اند: آدمی از خاک است و سرانجام خاک خواهد شد.آن گاه بود که صبح ،سرشاد و قبراق می خواستی یک روز خوب و با برکت را آغاز کنی ، به همه سلام کنی و پاسخ سلام همۀ بچه ها را بدهی.

    آیین دیر پای آب و جارو کردن در خانه ها هنوز هم در برخی کوچه های قدیمی یزد برپاست و مادران امروزی به پیروی از سنّتی که از مادران خود آموخته اند ، کوچه و در ورودی خانه را آب و جارو می کنند و هرکس حریم خانه اش را آب می پاشد و این بود که در نهایت همۀ کوچه تمیز می شد.

     زنان یزدی بر این باور بودند که اگر صبح در خانه را آب و جارو کنی، خضر پیامبر به در خانه ات می آید و قدمش خوش یمن و مبارک است. آن گاه هر حاجتی داشته باشی، برآورده می کند . این باور که ریشه در اعتقادات پاک ایرانیان داشت از سوی زرتشتیان و یهودیان یزد هم رعایت می شد و این چیزی نبود جز پایبندی مردم ایران زمین به پاکی و پاکیزگی و بهداشت روح و تن . آن وقت ها که شهرداری به معنای امروزی نبود که رفتگر داشته باشد و کوچه و خیابان را جارو کند .این وظیفه را خود مردم برعهده داشتند و چون این وظیفه را از یاد بردند ،به یکباره شهر ها آلوده گشت وهر کسی به خود حق می داد زباله اش را هرجا دلش خواست بریزد و شهرها را زشت کند واز این رو شعار: شهرما خانۀ ما باب گشت تا آن وظیفۀ از یاد رفته را یاد آوری کند.

     آخ ،آخ که چه آیین ها و سنّت های زیبایی داشتیم و یکی یکی، زندگی ماشینی و کور امروزه از یادمان می برد: دید و بازدید بزرگان و خویشان ،دستگیری از نیازمندان ،حلّ اختلاف ها با ریش سفیدی بزرگان، زندگی های شصت تا هشتاد ساله بدون طلاق ،با کم ساختن و قناعت ،جلوی بزرگترها با ادب نشستن ،کسب و روزی حلال با سود منطقی ،سلام و پیش دستی در سلام کردن،جوانمردی و لوطی گری، ناموس وناموس پرستی، احترام به بزرگترها و ریش سفیدها و وووو.

ماخذ: یزد فردا

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
تذكرۀ نصرآبادي (نسخه هاي نادر كتابخانة وزيري يزد2)

حسين مسرّت

 

        تذكره اي از شعراي عصر صفوي كه زندگي  و اشعار هزار سخنور را در بردارد.محمّدطاهر نصرآبادي (ت 1027ق) اديب و شاعر عصر صفوي بين سال هاي 1083-1090 ق، به گردآوري اين تذكره همّت گماشته است. اين تذكره تاكنون با سه تصحيح از آقايان : حسن وحيد دستگردي(1317ش)،احمد مدقّق يزدي و محسن ناجي نصرآبادي(1378ش) چاپ شده است كه دو تصحيح آخري بر مبناي نسخه هاي گوناگون خطّي در كتابخانه هاي ايران و جهان صورت گرفته و داراي ديباچه هايي ارزشمند و پيوست ها و فهرست هاي سودمندي است. تذكرة نصر آبادي در بردارندة ديباچه،مقدمه،پنج صف و خاتمه است در ديباچه از تذكره هاي پيش يادي كرده است. در مقدّمه يادي از شاهان وشاهزادگان شده است و در صف هاي پنج گانه ، به ترتيب يادي از اميران ايران وهند و خوانين و ديگر ملازمان آن ها ، سادات ، نجبا، علما ، فضلا، خوشنويسان، صوفيان،سرايندگان عراق و خراسان،ميان رودان و هندوستان، اقوام كمينه و خود مؤلّف، و خاتمه دربارة تاريخ ها و لغز و معمّا از گذشتگان و متأخّران است.(آل داود، ج 2 ، ص 340).


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
آنها که قبیلۀ ادبیات را ترک کردند/ درگذشتگان ادبیات در سال 92


فرهنگ > ادبیات - سال ۹۲ سال از دست دادن چهره‌های سر‌شناسی در حوزه ادبیات بود. چهره‌هایی که ادبیات ایران دین سنگینی به یک عمر تلاش و کوشش آن‌ها داشت.

 

الهه خسروی یگانه:   اگرچه سال 93 با از دست دادن یکی از ستون‌های استوار ادبیات و تاریخ، محمدابراهیم باستانی پاریزی آغاز شد، اما سال 92 نیز، پر از رفتن چهره هایی بود که در ادبیات شناخته شده بودند. از آن میان می‌توان به بهمن فرزانه، منصور کوشان، محمود استادمحمد، عبدالمحمد آیتی، ناصر می‌ناچی، علیشاه مولوی، محمود عبادیان، محمد زهرایی، فهمیه رحیمی و امیرحسین فردی اشاره کرد که در سال ۹۲ چشم از جهان فروبستند.


ادامه مطلب
[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
باز هم شیرینی قند و عسل

 

حسین مسرت



منظومۀ به یادگار ماندنی زنده‌یاد مهدی آذریزدی ،قصّه گوی خوب بچّه های خوب به نام «شعر قند وعسل یا حکایت پشّه و زنبور عسل و گاو» برای سومین ‌بار به‌ وسیلۀ هنرمندان یزدی اجرا شد تا یک‌بار دیگر یاد استاد آذریزدی زنده نگه داشته شود.

این شاهکار بومی استان، نخستین بار به همّت گروه تئاتر سپهر جوان به کارگردانی عبّاس ملاّزینلی در25/12/1374 در محلّ تالار مخابرات هفتم تیر یزد با بازی محمّدرضا عبّاسیان، عبّاس گلرسان و سید حسام‌الدّین قرشی و روایت رقیّۀ دوست فاطمی‌ها و بار دوم به کارگردانی، بازیگری و نویسندگی سید حسام‌الدّین قرشی در سال 1382 با عنوان « گاوها را کجا دفن می‌کنند» در حضور مهدی آذریزدی در محلّ تالار فرهنگ یزد و اکنون برای سومین بار به همّت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد، به کارگردانی منیره‌السادات سیدمورتی و با بازی هنرجویان کودک بخش موسیقی و تئاتر کانون پرورش فکری یزد و بازآفرینی اشعار فاطمۀ احمدزاده، این داستان منظوم در روزهای 14 تا 16/12/1392 به روی صحنه رفت.

نگارنده که هرسه بار شاهد این اجراها بوده است، می‌بیند که هر کار نسبت به کارهای پیشین متفاوت‌تر و با رویکردی دیگر عرضه شده است. به‌ویژه اجرای نهایی که با موسیقی و هم‌خوانی همراه شده بود و بازیگران به رغم سنّ پایین، در کار خود بسیار موفّق بودند و گروه موسیقی که مجتبی حبیبی، آهنگ‌ساز جوان و پر آتیۀ یزد، رهبری آن را بر عهده داشت، توانسته بود از یک گروه پنجاه نفرۀ خردسال و نوجوان، کاری بسامان را عرضه کند.

آنچه دربارۀ این داستان که تا اندازه‌ای گویای جهان‌بینی آذریزدی است آن است که به گفتۀ آذریزدی : این حکایت، داستان زندگی من است که بارها در زندگی خود، بر پایۀ قضاوت‌های گاوی آسیب‌ها دیدم و سعی کردم در قالب یک داستان منظوم آزموده‌های خود را برای کودکان بازگو کنم.

امید می رود کانون پرورش فکری یزد که هرسال با همّت کارشناسان آن بویژه آقایان: مهدی آرایی و آخوندی ،کارهای موسیقیایی ارجمندی را به جامعۀ هنری یزد عرضه می کنند ،توفیق یابند بر پایۀ دیگر آثار آذر یزدی مانند :«مثنوی بچّۀ خوب» یا آثار ارزشمند وحشی بافقی مانند :«فرهاد و شیرین» و «خلد برین» یا اثر ماندگار «هنرستان مرغان »زنده یاد ریاضی یزدی ،کارهای دیگری را آماده و اجرا کند.
نکته قابل توجّه در اجرای نخست و سوم این داستان، وجود فاطمۀ ملازینلی در بازی‌گری و عروسک‌گردانی نقش پشه بود که در زمان اجرای اوّل به کارگردانی پدرش عبّاس ملازینلی و روایت مادرش رقیّۀ دوست فاطمی‌ها هنوز به دنیا نیامده بود و اکنون خود بازیگر موفّق این کار شده است.

ماخذ : تارنمای سرو

[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
چشم به راه بهار و تبریک عید


     اسفند که به نیمۀ راه می رسد ،چشم به راه بهاریم. بوی بهار و صدای پای بهار در طبیعت سرمازده و لرزان می پیچد .مانند صدای نازک شکستن پوسته در ختان .آن گاه است که نسیم نوروزی بر پوست صورتمان می خورد و بشارت روزگار دگری را برای طبیعت می دهد وآن ،نوشدگی طبیعت است .

    پیام می دهد که : به بهاران بیا ،به فصل رویش و کوشش ،زندگی و جوشش .زمستان گذشت ،رخت تازه تن کن وبه باغ خرام. بلبلان در باغ ،سراغ شهد گل های تازه را می گیرند، توچرا هنوز در اندرونی ؟

     ببین پیک های بهاری نامه های او را آورده اند .برف در حال آب شدن است و باد در حال وزیدن . یعنی باید آب و جاروکرد راهگذار بهار را.هرسوی غلغله است و هرکوی زمزمه. پس بلند شو وبه بهار نو سلامی تازه کن که هرچند عمری سه ماهه دارد، امّا عمقی میلیون ساله دارد.

     این روزهای خجسته را که رو به سوی نور و امید دارد به همه خوانندگان خوب و یکرنگ کاریز یزد تبریک می گویم.

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
درنگی بر کتاب «شهرزاد قصه‌گو»

روزنامه شرق 19 اسفند 1390


چهره یک جامعه مشوّش


محمد صادقی

1 در میان مقاله‌های کتاب «شهرزاد قصه‌گو» اثر دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، مقاله‌ای با نام «محاکمه سه شاعر» بیشتر جلب توجه می‌کند. اگر چهار خط اول مقاله را بخوانید، خیلی بعید است بتوانید آن را رها کنید. نویسنده با آوردن نمونه‌هایی از شعر سنایی، عطار و حافظ، به طور خیالی این سه را در برابر حاکم شرع نشانده و با بیرون کشیدن شمه‌ای از مضامینی که در درون شعر فارسی نهفته است، پرسش‌هایی را درباره اندیشه‌هایشان و آنچه در سر می‌پرورانده‌اند طرح می‌کند. در این مقاله وی به بیت‌هایی از این سه شاعر اشاره کرده که هزاران بیت شبیه آنها را در دیگر دفترهای شعر فارسی می‌توان یافت. از این رو مسأله جدی‌تر و جذاب‌تر هم می‌شود. پرسش اصلی نویسنده این است که چگونه در همه این سال‌ها، مردم این شعرها را خوانده و شنیده‌اند اما از خود نپرسیده‌اند (یا کمتر از خود پرسیده‌اند) که چگونه این همه تضاد با برخی باورهای از پیش تعیین شده و به ارث رسیده، در این سروده‌ها جاری است؟ وقتی موضوع را از نگاه عارفان بررسی می‌کند، پاسخ این است که این نوعی مقابله با حاکمان و دنیامدارانی بوده که هر حرامی را برای خود حلال دانسته، مردم بی‌خبر و بینوا را آلت دست خود قرار داده و با همدستی سخنگویان فربه‌ترین بخش از جهان سنت، ستم زیادی را بر مردم وارد می‌کرده‌اند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
سومین سالروز درگذشت پدر کتابشناسی ایران
امروز (18 اسفندماه) سه سال از درگذشت ایرج افشار، ایرانشناس و پدر کتابشناسی ایران می‌گذرد.
وی که از ارزشمندترین پژوهشگران معاصر ایران به‌شمار می‌آید، عشق به ایران را در تمام زندگی‌اش با تار و پود و گوشت و خونش دنبال کرد و در سینه‌های مردم دانا جای گرفت.
 
یکشنبه (18 اسفندماه)، سومین سال درگذشت ایرج افشار، ایران‌شناس و پدر علم کتاب‌شناسی ایران است که آثار ارزشمند بسیاری را در حوزه‌های مختلف تاریخی، جغرافیایی و ادبی تالیف، تصحیح و نگارش کرد. نام ایرج افشار، بی‌شک افراد اهل کتاب را یاد ایران می‌اندازد. آن‌جا که می‌خوانیم فریدون، پادشاه پیشدادی سه پسر داشت، ایرج و سلم و تور و جهان را بین آن‌ها تقسیم کرد و ایران را که بهترین بخش بود به ایرج سپرد و افشار، به گرامیداشت نامش، عشق به ایران را در تمام زندگی‌اش با تار و پود و گوشت و خونش دنبال کرد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
اسلامي ندوشن، فرهنگ و ايران

دكتر نسرين شايگان


در سالهايي که دکتر محمد علي اسلامي ندوشن در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران دروس «نقد ادبي» و «ادبيات تطبيقي» را تدريس مي‌کرد، کلاسهايش با استقبال کم‌نظير دانشجويان برگزار مي‌شد. حال و هواي کلاسهاي او را دانشجويانش براي ما تعريف مي‌کردند. در آن دوران به‌رغم فضاي حاکم بر محافل روشنفکري، زاويه نگاه او با سايرين تفاوتهايي داشت که نسل امروز از آن مطلع نيست. آن زمان گرايشهاي مختلفي در محافل ادبي و روشنفکري وجود داشت. مطالعه در بين دانشجويان يک علاقه عمومي بود. ساعات زيادي از وقت دانشجويان صرف مطالعه آثار مختلف مي‌شد. کتابها دست به دست مي‌شد. بعضي عنوانها و اسامي بيشتر طرفدار داشتند، بعضي کمتر.


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
خانه غیاث نقشبند(2)/دشواری زندگی در بافت تاریخی
س.م.ا.مدرسي

به نام خدا,

    مقالۀ استاد مسرّت را که خواندم ،اوّل يادم از آيه اي هشداري وعبرت آموز از قرآن افتادم که بارها بادوستان در گذر از کنار خرابه ها خوانده ام:فهي خاويه علي عروشها, و بئرمعطله, وقصر مشيد, افلم يسيرو في الارض فتکون لهم قلوب يعقلون بها, اواذان يسمعون بها, فانهالاتعمي الابصار ولکن تعمي القلوب التي في الصدور.... اينک آن آبادي ها بر سقفهايش فروريخته و بساچاه هاي آب وقصرهاي افراشته که رها شده. آيا در زمين گردش نکردند تا صاحب دل هایي شوندکه با آن بينديشند؟يا گوش هایي که با آن بشنوند. براستي که چشم ها نابينا نمي گردد, بلکه دل هاي در نهادها کور مي شود!


ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه